به نام شهیدان به خون خفته آذربایجان جنوبی و شهیدان راه

10/24/2007


بیش از یک سال است که صبر کردم و با هر کس که تماس گرفتم به علت ترس از خاندان پدر و پسر یعنی علی و الهام علی اف احدی حاضر نشد تا نام وی را به زبان بیاورد به هر حال به این می گویند حاکمیت مقتدر که بهترین دوستان وی نیز حاضر نشدند زبان بگشایند... بگذریم



بیش از یک سال است که صبر کردم و با هر کس که تماس گرفتم به علت ترس از خاندان پدر و پسر یعنی حیدر و الهام علی اف احدی حاضر نشد تا نام وی را به زبان بیاورد به هر حال به این می گویند حاکمیت مقتدر که بهترین دوستان وی نیز حاضر نشدند زبان بگشایند... بگذریم. رامین شهامتی فر متولد شهر اردبیل که سالها به خاطر تحصیلات در رشته فوق لیسانس کامپیوتر در شهر باکو در جمهوری آذربایجان به تحصیل مشغول بود تنها فرزند ی از یک خانواده فقیر بود که بخاطر آرمانهای سی و پنج میلیون تورک آذربایجانی مظلوم و طبق قوانین و شرایط محیطی وامنیتی باکو همواره رسالت بیداری و کمک به مهاجرین تازه وارد از ایران را بر عهده داشت. شاید دهها نفر مهاجری که اکنون در کشورهای غربی به سر می برند خدمات وی را هنوز به یاد داشته باشند. گر چه بنده تحت شرایطی از ذکر اسامی دوستان همیشگی وی خودداری میکنم ولی رسالتی که بر عهده شخصیت ها و فعالین حقوق بشر برای زندانیان سیاسی است مسلمأ الویت نوشتن و حمایت از این جوانمرد بر عهده آنان بود. بنا بر شواهد موجود ، سکوت و انکار و ترس و مصلحت طلبی دیگران ، مرا وا داشت که دست بر قلم برده و یکی از شخصیت هاو پدیده های مهم حرکت ملی آذربایجان را به شما دوستان معرفی نمایم . محاکمه رامین شهامتی فرد بنا به مصلحت جان نثاران دولت ، در پشت درهای بسته انجام شد هنگام دستگیری حتی هیچ مدرک یا سندی بر علیه وی به جزء نامه محرمانه دبیر شورای امنیت کشور ( حجت الااسلام حسن روحانی ) به سفیر کبیر جمهوری اسلامی ایران جناب آقای افشار سلیمانی کشف نگردید، از محتویات این نامه سری که آقایانی چون بویوک رسولوند، و سه تن از نیرو های مطمئن سابق گاموح اطمینان داشتند در جریان این نامه خیانت بار قرار داشتند و بس اما محتویات نامه ارسالی از سوی حسن روحانی به افشار سلیمانی و پیوست نامه برای اجرای مفاد امنیتی منعقده بین ایران و جمهوری آذربایجان : دکتر محمود علی چهره قانلی طبق قرداد امنیتی بین دو کشور سریعأ بایستی به کشور ایران تحویل داده شود در بخش دیگر این نامه می خوانیم: از انجام مصاحبه و چاپ و درج هر گونه مطلبی از سوی مطبوعات و منابع اطلاع رسانی از دکتر چهره قانلی در کشور آذربایجان سریعأ جلوگیری و لغو و منتفی گردد. در جریان حوادث این مکاتبات بین دو کشور که دکتر چهره قانلی در باکو به سر میبرد حاکمیت ، راه سوم کم هزینه را انتخاب و سریعأ دستور خروج دکتر چهره قانلی از خاک آذربایجان را صادر نمود. از سویی دکتر چهره قانلی بنا بر شرایط پیش آمده برای حفظ دوستی و حرمت به ملت و نمایند گان ملت با نهایت درد و رنج ، در سکوتی معنی دار به کشور های اروپایی سفر نمود وجود نیروهای نفوذی که به هدایت حاکمیت و کسب اطلاعات تشکیلاتی و کنترل اسرار تشکیلات گاموح بر عهده یک فرد که نمایندگی گاموح درشهر باکو را بر عهده داشت وارد مرحله و فاز جدید خود یعنی سرکوبی وایجاد مشکلات ایذایی به بهانه های مختلف و دفع نیروهای خالص و مومن به چهره قانلی و تشکیلات گاموح شد. کنترل شدید و سانسور و سعی در خروج نیروهای گاموح ازجمهوری آذربایجان وعدم اجازه هر گونه رشد تشکیلاتی و تبلیغاتی نیروهای فراری از دست رژیم فاشیستی ایران رابه دقت و با برنامه ریزی حساب شده به اجراء در آورد. با نگاهی به واقعه از پیش طراحی شده آتش سوزی دفتر گاموح در باکو که منجر به زخمی و مجروح شدن ( رـ ج ) گردید خود سناریو و داستان پشت پرده ای بود که برای به تعطیلی کشاندن دفاتر و فعالیت های گاموح عملی شد با گذشت زمان و رابطه مشکوک و نفوذ توأم آن فرد در حزب عیسی قنبر( مساوات ) و ... برگ های دیگری از سیاست های کشور آذربایجان بود . او در مدت نفوذ خود و ایجاد "بدبینی شدید ونفاق و چند دستگی در بین اعضا و پناهندگان، نسبت به رهبر تشکیلات و ارائه اطلاعات غلط و "مشاوره شده
به مقامات بالا، خود برگه دیگر حذف و محو رامین شهامتی فر و سایر عاشقان پیشوا بود. تمام این مسائل برای شکاف عمیق و نفرت هواداران مومن گاموح در تشکیلات در بسیاری موارد کارکرد ویران کننده ای بر پیکره تشکیلات قوی و محبوب گاموح داشت. برای نگه داشتن تمام زوایا وکنترل ابعاد مسئله از خدمات جان نثارانه آن فرد بود که اطلاعات بسیاری از حزب مساوات به دایره حکومتی حاکم منتقل شد... رامین شهامتی فرد با افشاگری چهره پنهان و واقعی حاکمیت آذربایجان و همکاری اطلاعاتی نمایندگان هر دو کشور ( افشار سلیمانی ) و ( حسن روحانی ) باعث سر در گمی هر دو" رژیم دوست و برادر" گردید.؟! بعد ها برای تضعیف وهدف قرار گرفته شدن تشکیلات گاموح و اعضای فعالی که برای نجات جان خویش به کشور آذربایجان پناه جسته بودند . نخستین اساس دوستی برای عدم اجازه فعالیت به نیروهای مخالف رژیم فاشیستی ایران بنا نهاده شد و در قبال همین حسن نیت رژیم حاکمیت آذربایجان، وزارت اطلاعات ایران راه را برای سرمایه گذاری و ...باز نمود .و این برادری منجر به بهبود گسترده روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور گردید. رامین شهامتی فر عضو هیچ گروه و تشکیلات سیاسی نبود و تنها زمانی که بنده در باکو و ایران با وی بودم سراسر انرژی و ارادت و ایمان خود را مدیون پیشوای بزرگ آذربایجان دکتر چهره قانلی می دانست و بود ، ولی وی با شناخت کامل محیط امنیتی باکو هیچ گاه ارادت خود را در جمع بیان نمی داشت اکنون او به جرم اقدام علیه امنیت ملی کشور آذربایجان و جاسوسی برای ایران ؟! از سوی رژیم آذربایجان به پانزده سال حبس محکوم گردیده و عجبا که تاریخ و زمان استرداد نیرو های مومن گاموح همچون هادی موسوی و فشارها و تهدیدهایی که بر مبارزین گاموح در باکو انجام شد و می شود علل وانگیزه اصلی ، سرکوب را بیشتر بر همگان روشن نمود و هر چه بیشتر سیاست خائنانه و غیر قابل قبول حاکمیت آذربایجان را به منصه دیدگان ملت بزرگ آذربایجان جنوبی قرار داد. سرمایه ها و پروژه های چندین میلیونی از ساختمان سازی گرفته تا سایر پروژه ها که توسط اصفهانی ها ، مشهدی ها ، تهرانی ها در باکو و قره باغ ادامه دارد گواه و نمونه روشن سیاست حاکمیت می باشد در واقع جان و حقوق ملی سی و پنج میلیون تورک آذربایجانی در برابر میلیارد ها دلار سرمایه ، فارس پشیزی ارزشی نداشته و ندارد. نوشته فوق به علل مسائل امنیتی بسیار مختصر به رشته تحریر درآمد تا فرزندان غیور و شریف تورک آذربایجان جنوبی با چشمانی بینا وضعیت موجود درهر دو کشور را دریابند نا گفته نماند که کشور تورکیه نیز وضعیتی به همین منوال را دارد. درهر حال عملکرد حاکمیت آذربایجان در عدم حمایت ازمهاجرین و مبارزین راه آزادی آذربایجان جنوبی همچون افشاگری های درد ناک دکتر چهره قانلی خود موید رنج هایی هست که ما تورکهای آذربایجان جنوبی هم از سوی فاشیست آریایی اسلامی فارس و هم از سوی خودی ها بر دوش هایمان به یدک می کشیم


ائلیار تبریزلی

ونکور ـ کانادا
 
...........................
 
:نوشته دیگر
 
نخستین سنگ مزاری که در کرج به ترکی حک شد
 
هنوز برف می بارید و من با دستان یخ زده ام سنگ قبر وی را از برفها پاک می نمودم بیگانه نبود مادرم بود هنوز هم  موهای سفید کوتاهش را به خاطر دارم. مادرم هر شب با رادیوی چوبی کهنه گوشه اتاق ور میرفت .او گوشش را به رادیو چسبانده و هر شب اخبار رادیو باکو را گوش می کرد.هنوز نمی فهمیدم که چرا ! مادرم هر شب به برنامه های ترکی و اخبار باکو گوش می داد. او به سختی جان داد .آن زمان که مرزهای اهریمنی شوروی در هم فرو ریخت و مقابل چشمان خود درتلویزیون مردم دو آلمان جدا شده را می دیدم که دیوار برلین را می شکستند و مرزهای قراردادی را به ذهن تاریخ می سپردند و ملت ها با اراده و شعور ملی خود تاریخ را ورق زدند. تنها من دو کره و دو آذربایجان را دیدم که ماندند و ماندند. با مردنش بسیار دیر بیدار شدم. سالهایی که ملت ما در فراموشی و سرکوب قرار داشتند. مرده ای درمرگش آغازگر راهی شد. من برای سنگ مزار وی هر بار سراغ مسئول حراست گورستان می رفتم و او به محض دیدن من همچون مرده ای از پشت میزش بلند می شد و می گفت: آقا تو هم شدی مشکل قبرستان ما سنگ قبر مادر شما چه اهمیتی دارد که به ترکی یا فارسی نوشته شود ؟ آدم که مرد مرده است و برای مرده اهمیتی ندارد که نوشته های سنگ قبرش به ترکی آذربایجانی باشد. به محض این بحث ها من نیز با دردو رنجی صد چندان به مسئول حراست قبرستان جواب میدادم که اگر نوشته فارسی و یا ترکی اهمیتی برای مرده و شما ندارد چرا اجازه حکا کی سنگ قبر به زبان ترکی را نمی دهید. بیش از چهار ماه مزار بدون سنگ رها شده بود. بهار نیز گذشته بود. اما آنچه را می خواستم با اراده و لجاجت تمام بعد از ماهها معطلی به انجام رساندم . ومضامین نوشته های سنگ به ترکی حک شد. اولین نوشته سنگ مزار به زبان ترکی درانتهای حصارک شهر کرج و در قبرستان بهشت سکینه به سال 1377 نوشته شد.
 
ائلیار تبریزلی

.



Kaynak :




Bu Habere Yapılan Yorumlar (0)

Tüm Yorumlar












Powered By Gamoh.info 2007