21 آذر (16 آذر یا......((پاييز 1388)) يك فرصت استثنایی براي طرح مجدد مطالبات قومي تركهاي ايران
آگاهي قومي در سرتاسر جهان در حال افزايش است و هيچ طبقهبندي از دولتهاي چندقوميتي از تأثير فلجكنندگيِ قوميت مصون نبوده و تمام آنها به نوعي بدان مبتلاء بودهاند. موضوع اصلي اين نوشتار در ارتباط با آگاهي قومي تركان ايران و فرصتهاي مناسب جهت طرح مُطالبات قومي و همچنين اولويتبندي مُطالبات آنان ميباشد. متن حاضر به دنبال آن است كه با تشريح وضعيت فعلي (درگيريهاي پس از انتخابات دهم) و ضرورت استفاده از اين فرصت براي دستيابي به مطالبات قومي (اعم از اقتصادي و فرهنگي) بپردازد. نگارنده در اين سطور قصد دارد دو نكته را به نخبگان قومي (ترك) ايران يادآوري نمايد؛ نخست ضرورت استفاده از اين فرصت استثنایی در طرح مسالمتآميز برخي مطالبات قومي در قالب پيوستن به جنبش سبز و دوم ، با فرض پذيرش لزوم استفاده از شرايط كنوني جهت طرح اين مطالبات، با بهرهگيري از چه راهبردي ميتوان بخش اعظم تودهها و گروههاي اجتماعي را براي پيوستن به اين جنبش كه ميتواند به عنوان جايگزيني براي يك جنبش قومي – و نه خود جنبش قومي- تلقي گردد، بسيج نمود؟
مفاهيم كليدي:
آگاهي قومي، فرصتها، مطالبات اقتصادي، مطالبات فرهنگي، اولويتبندي مطالبات قومي، جنبشهاي قومي نوين، جنبش دانشجويي
وابستگان به دولت كودتا (دولت دهم) طي يك برنامهريزي مكارّانه در جريان اعتراضات انتخاباتي، از جدايي خواستههاي قومي از خواستههاي انتخاباتي در آذربايجان دم ميزنند، چراكه به اين نكته خوب واقفند كه اعتراضات انتخاباتي - در صورت وجود رهبريِ مقتدر- ميتواند به عنوان نردباني براي رسيدن به حقوق قومي تركها محسوب گردد. وانگهي اينان با طرح شعار جدايي خواستههاي قومي از خواستههاي انتخاباتي و با بُت وحدت ملي و برچسب تجزيهطلبي توانستند مهر سكوت بر دهان تركها بزنند. سران مملكتي قصد دارند چنانچه آذربایجان به سلسله قیامهایی موج سبز پیوست، موضوعی را مطرح کند که از سویی موجب ترس از تجزیه در طیف همسو (طرفداران دولت كودتا و برخي از ايرانپرستان) شود، از سوي ديگر جواز اِعمال خشونت نسبت به تركها بيش از هر قوم ديگر صادر گردد و در نتيجه طیف معترض (تركها) ناچاراً از مطالبات خود دست برداشته و بدين وسيله حکومت توتالیتاريسم (دولت احمدی نژاد) تثبیت گردد. همین اتهام تجزيه طلبي كه از بقاياي شگرد سیاسی رژيم پهلوي بوده و تاهماكنون نيز ادامه داشته، توانسته مدتها تركهاي ايران را به سكوت وادارد. البته نظر به اين كه دولت مزبور به دنبال يافتن دستآويزي براي سركوبي اعتراضات انتخاباتي است لذا علميتر و منطقيتر است كه از هرگونه افراط و يكهتازي در زمينه مسائل قومي بپرهيزيم چرا كه در اين مرحله، بزرگترين هدف كه هدف مشترك تمام مردم ايران است، برداشتن ديكتاتوري است.
طبق اين برنامه، نخبگان قومي ميتوانند براي جذب و راهنمایی دو قشر از افراد جامعه به داخل جنش سبز« به نام جنبش سبز» برنامهريزي نمايند؛ نخست كساني كه مطالبات فرهنگي و عمدتاً زباني را در اولويت اهداف قومي خود قرار دادهاند، اين عده شامل تحصيلكردگان و طبقات بالا و متوسط جامعه ميباشد؛ دستهي ديگر طبقهي پايين جامعه است كه خواستههاي اقتصادي را بيش از هر نيازي در پيش چشم قرار داده براي دستيابي به نيازهاي اقتصادي خود از هيچ كوششي (حتي خيانت به همنوع و همزبانان خود!) فروگذار نميشوند. در صورت تحقق اين برنامه كه جذب تمام اقشار اجتماعي را به دنبال خواهد داشت، ميتوان به دو هدف عمده يعني هدف اقتصادي و هدف فرهنگي دست يافت.
|